• قسمت سوم :

    در قسمت قبل 2 هفته قبل از اجرای پروژه و بازاریابی اینترنتی را بررسی کردیم و در مورد اندازه لیست و چگونگی بررسی شبکه های اجتماعی مختلف و درگیر کردن آن ها را بررسی کردیم.

    در این قسمت به بررسی امور لازم، یک هفته قبل از اجرای نهایی می پردازیم.

    یک هفته قبل از اجرای نهایی هفته شلوغی خواهد بود، زیرا باید پیش نویس ایمیل های ارسالی، پیام های مشتریان و محتوای شبکه های اجتماعی را تهیه کنید و برنامه بازاریابی اینترنتی خودتان را تدوین کنید.

    محتوای آزمایشی :

    یکی از بهترین کارهایی که می توانید در حوزه بازاریابی اینترنتی در این مدت انجام دهید امتحان محتواهای از پیش آماده شده به وسیله افراد و شرکت های تاثیر گذار است.شما می توانید از خرید آن ها و هم چنین توصیه های خوبشان برای تقویت محتوا و پیام هایتان، قبل از اینکه آن را با بقیه به اشتراک بگذارید.

    شما می توانید کاملا استراتژیک عمل کنید و محتوای خود را به زیر مجموعه تاثیرگذارانی که هدف قرار داده اید بفرستید و صادقانه از آن ها بخواهید که تا شما راهنمایی کنند.فقط مطمئن شوید که برای شما و محتوایتان زمانی کافی را صرف می کنند و بازخورد خوبی خواهید گرفت

    ایمیل های توسعه دهنده (Outreach):

    شما باید برای نوشتن دو قالب ایمیل مختلف جهت ارسال به هر بخش از مخاطبان برنامه ریزی کنید.(اگر سه بخش دارید لا اقل 6 قالب طراحی کنید)

    قالب های مختلف باید انواع عناصر مانند Subject line و  Call to Action  را تست می کند.

    افراد و شرکت های موثری که برای آن ها محتوا فرستاده بودید، باید جواب مشخصی به شما بدهند. برای رسیده به این مهم پیگیری های لازم رو انجام دهید. برای جلوگیری از اتلاف از وقت در روز اجرای نهایی از قبل پیش نویس ها و جوابیه ها را آماده کنید. در این شرایط شما می توانید برای شخصی سازی و دسترسی به اطلاعات جامع تر به صحبت های قبلی رجوع کنید.

    هفته بعد به روز نهایی اجرا خواهیم رسید و در مورد بازاریابی اینترنتی در آن روز صحبت خواهیم کرد.

     

  • قسمت دوم :

    همانطور که در قسمت قبلی مطرح شد، مخاطب شناسی و پیام دو اصل مهم و آغازین در تولید محتوا و بازاریابی اینترنتی هستند.

    هنگامی که مخاطب و پیام را در چنگ خود دارید اعتماد به نفس کافی جهت تولید محتوای خلاقانه را خواهید داشت.

    در این قسمت کمی جلوتر می رویم و در جدول زمان بندی، به دو هفته قبل از اجرایی کردن پروژه خود میرسیم.

    2 هفته قبل از اجرا :

    همان طور که در حال توسعه محتواهای خود هستید، شما باید لیستی از افراد و وبسایت هایی که می خواهید محتوای خود را با آنها به اشتراک بگذارید تهیه کنید.در بازاریابی اینترنتی قبل از هر چیزی مخاطبین خود را پیدا کنید. آنها پایه و اساس کار شما هستند. برای هر بخش لیستی از افراد و شرکت های تاثیر گذار را در نظر بگیرید. از این پس این لیست را لیست طلایی می نامیم.

    توجه داشته باشید که هنگام بازاریابی اینترنتی از چه وسیله ای جهت دسترسی به لیست طلایی می خواهید استفاده کنید ؟؟ ایمیل، شبکه های اجتماعی یا ...؟؟

    -اندازه لیست :

    باید ببینید به تنهایی شروع کردن بهتر است یا داشتن ارتباطات اولیه؟

    برای اینکه بدانید چگونه لیست طلایی را بزرگ تر کنید، باید در مورد هر چیزی که شامل و یا دلیل سهیم کردن اهداف شما می شود فکر کنید.

    بازاریاب های خوب در بازاریابی اینترنتی معمولا با لیست های طولانی از افراد تاثیر گذار شروع می کنند و بعد  از مدتی لیست را به مرتبط ترین افراد با کسب و کارشان که در چشم انداز توسعه هستند محدود می کنند. درست است که این کار زمان بر است اما فرآیند ارزشمندی است. اگر می خواهید کار از این طریق پیش برود، لیست اولیه شما باید 5 برابر لیست ایده آل نهایی تان باشد.

    -درگیر ساختن قبل از اجرا :

    قدم بعدی چیست؟ لیست طلایی را بردارید و هدفتان این باشد که لا اقل یک بار هر شخص یا وبسایتی که درون لیست طلایی قرار دارد را قبل از انتشار محتواها درگیر کنید.

    برای افراد لیست طلایی جهت آگاه سازی می توانید یک پست در شبکه های اجتماعی آپلود کنید و آن ها را منشن کنید با این کار لا اقل در رادار آن ها دیده خواهید شد.

    اگر مایل هستید با افرادی از لیست طلاییتان بیشتر ارتباط داشته باشید پس بیشتر درگیرشان کنید و بیشتر توجه آن ها را جلب کنید. مانیتورینگ و بررسی آن ها را از طریق شبکه های اجتماعی روش خوبی است.کامنت گذاشتن روی پست های آن ها و اشتراک مطالبشان نیز فرصت خوبی برای شماست. اگر زمان کافی و مهارت ارتباط برقرار کردن داشتید، می توانید این فرصت را ایجاد کنید و در دنیای واقعی به دیدار آن ها بروید و با آن ها در جلسات و رویداد ها شرکت کنید.

    در قسمت بعد کمی نزدیک تر می شویم و یک هفته به اجرای نهایی پروژه را بررسی خواهیم کرد

     

     

  • قسمت اول :

    بسیاری از بازاریابان محتوایی پروموشن را در حین انجام کار آغاز می کنند در حالیکه باید خیلی زودتر شروع شود. به موازات تولید و قبل از شروع پروژه می باست بیشتر فرآیند پروموشن انجام شده باشد.

    در اینجا چهارچوبی مطرح می شود که شما می توانید از آن برای محتواهای بعدی خود استفاده کنید.


    برنامه ریزی :

    یک برنامه پروموشن خوب با مخاطب شناسی و توسعه پیام مورد نظر آغاز میشود.

    مخاطب شناسی :

    ما مخاطبین خود را بر اساس ارزشی که آنها از محتوای ما دریافت می کنند بخش بندی می کنیم.برای مثال گروه هایی که به تازگی وارد بازایابی اینترنتی شده اند و به به دنبال بالا بردن سطح مهارت های خود هستند.

    گروه دیگر مسئولان تیم های طرح توسعه هستند که می توانند راهنمایی ها و آموزش های ما را به دانش و تجربه خود ترکیب کنند.

    دسته سوم افراد تاثیرگذاری هستند که به دنبال درک و توسعه ی محتواهای ارزشمند و اشتراک آن ها با دنبال کنندگان خود هستند.
    این بخش پایه ی لیست تاثیر گذار و پیام شده است.

    پیام :

    قبل از اینکه ساخت محتوا را برای بازاریابی اینترنتی شروع کنید،شما باید برخی از زمان را صرف فکر کردن درباره ی آنچه برای ارتباط با مخاطبان لازم دارید کنید(توسعه دهندگان در این قسمت کمک های بسیاری به شما میکنند)

    به نفعی که مصرف کنندگان محتوا در هر بخش به شما می رسانند فکر کنید.از خودتان بپرسید چه چیزی مردم را به اشتراک محتوای شما تشویق می کند?هم چنین گاهی اوقات به این فکر کنید که به چه دلایلی ممکن است محتواهای شما به اشتراک گذاشته نشود?اگر شما عضوی از یک تیم تولید محتوا برای در راستای بازاریابی اینترنتی هستید این کار برای شما شبیه یک ورزش فکری است و جنبه فیزیکی ندارد.شما می توانید با ایجاد یک فایل که همه ی اعضای تیم به آن دسترسی داشته باشند محتواها را مورد بررسی قرار دهید. در بازاریابی اینترنتی این مساله خیلی موثر و ارزشمند است.

  • Inbound marketing چیست؟

    مسیح نبی زاده

    تاریخ انتشار: 1395/05/18

    شاید تعریف دقیق این عبارت کمی سخت باشد پس بگذارید با این موضوع شروع کنیم که چه چیزی inbound marketing نیست!

    در اکثر روش های بازاریابی سنتی، شما هزینه می‌کنید تا مشتری  به پیام و محصول شما توجه کند،

    به عنوان مثال

    شما در بیلبوردهای سطح شهر تبلیغات می‌کنید یا

    تبلیغات پرینتی در محدوده ای از شهر اجرا میکنید یا

    در نمایشگاه ها و رویدادهای مختلف غرفه خود را راه اندازی می‌کنید.

    در این روش ها هزینه ی اصلی در بازاریابی و تبلیغات شما برای این است که مشتری پیام شما را ببیند و به خرید از شما ترغیب شود. این نوع مدل های بازاریابی و تبلیغات Outbound marketing هستند.

     ایراد این روشها، هزینه ی بالای انهاست و اینکه هیچ اطمینانی از بازگشت سرمایه وجود ندارد و در بعضی موارد نیز (مانند تبلیغات بیلبوردی) نمی‌توانید میزان تاثیرگذاری آن را محاسبه کنید.

    در روش های inbound marketing شما خلاف جریان عمل می‌کنید! دیگر این شما نیستید که به دنبال مشتری می‌روید بلکه مشتریان در جست وجوی شما هستند! چطور چنین چیزی ممکن است؟ در نظر بگیرید شما می‌خواهید برای دوربین عکاسی خود لنزی تهیه کنید.

    از طرفی شما عکاس بسیار حرفه ای نیستید و از طرفی هم برنامه ای دارید تا بتوانید در چند ماه آینده در یک مسابقه عکاسی شرکت کنید. طبیعتا بودجه شما برای خرید نیز محدود است. شما در گوگل برای لنز دوربین سرچ می‌کنید. اطلاعات مورد نظر خود را در سایت های مختلف پیدا می‌کنید و برای خرید خود معیارهایی را تعیین می‌کنید.

    در اینجا شما به دنبال محصولی خاص رفته اید، در گوگل سرچ کردید و نتایج مختلفی را در سایت های گوناگون دیده اید. مطالب آنها را خواندید، قیمت ها را مقایسه کردید و احتمالا از صفحات اینستاگرام و کانال تلگرام فروشگاه های مختلف بازدید داشتید. این دقیقا فرآیندی است که شما به عنوان مشتری به دنبال محصول یا اطلاعاتی خاص گشته و به سایت هایی که این اطلاعات یا محصولات را فراهم کرده اند مراجعه کرده اید.

    مجموعه ی این روش ها Inbound marketing  نامیده می‌شود. بدین صورت که شما به عنوان یک شرکت دقیقا به شیوه ای تبلیغات می‌کنید تا مشتری شما را پیدا کرده و از محتوای شما استفاده کند و به خرید از شما ترغیب شود. بهینه سازی موتور جست و جو یکی از محبوب ترین روش ها در این زمینه است.
    (برای اطلاعات بیشتر در خصوص بهینه سازی موتور جست و جو اینجا کلیک کنید.) شما با تولید محتوای مناسب، در صفحه نتایج گوگل بالا می‌آیید و اگر مشتری در خصوص محتوای شما سرچ کند به سایت شما وارد میشود. (برای اطلاعات بیشتر در خصوص بازاریابی محتوا اینجا کلیک کنید.) از دیگر این روش ها، بازاریابی محتوا است. محتوا میتواند نوشته، عکس، اینفوگرافی یا ویدیو باشد. بازاریابی در شبکه های اجتماعی میتواند نتایج فوق العاده ای برای شرکت شما به همراه داشته باشد. دو مزیت اصلی این روشها کم بودن هزینه و بیشتر بودن بازده آن در مقابل روشهای سنتی است. 

  • در ادامه مقاله قبلی به توضیحاتی در مورد KPIهای مربوط به بازاریابی آنلاین می پردازیم.

    (برای خواندن بخش اول مقاله اینجا کلیک کنید)

    یکی از مهمترین نکاتی که صاحب هر کسب و کاری در فضای دیجیتال باید بداند این است که ترافیک وارد شده به سایتش از چه بخش هایی وارد میشود. به عبارت دیگر کدام سایت ها یا منابع اینترنتی، کابران را به سایت او می آورد.

    معمولا کاربران یا به صورت مستقیم (direct traffic) وارد سایت شما میشوند؛ یا از طریق لینکی از سایت های دیگر (Referral traffic)  به سایت شما هدایت میشوند؛ و یا از طریق موتورهای جستوجو مانند گوگل به سایت شما راه پیدا میکنند.(Organic traffic) نوع دیگری نیز وجود دارد که در آن کاربران در نتیجه تبلیغات شما در سایت های دیگر وارد سایت شما میشوند (Campaign traffic). این نوع تبلیغات هدفمند بوده و معمولا کاربر را به صفحه خاصی از سایت (landing page) هدایت میکند.

    پس لازم است که بدانید کاربران شما از کدام از این چهار کانال فوق وارد سایت شما میشوند. اما مهمتر از داشتن ترافیک بالا، داشتن کاربرانی است که هدف خاص شما را (مانند خرید محصول یا سرویس) انجام دهند یا حداقل بیشتر از سایت شما استفاده کنند.

    در واقع فرض کنید کابری وارد سایت شما میشود، اما تنها با دیدن یک صفحه، به نتیجه مورد انتظار خود نمیرسد و بلافاصله سایت شما را ترک میکند. چنین ترافیکی به درد کسب و کار شما نمیخورد. شما کاربری نیاز دارید که در سایت شما بماند و کار خاصی (که شما برنامه ریزی کردید) انجام دهد.

    ممکن است بپرسید چه کاری غیر از خرید؟ داشتن اطلاعات از مشتریان بسیار باارزش است. شما میتوانید از مشتریان خود بخواهید که فرمی را پر کرده و اطلاعاتی مانند شماره موبایل یا ادرس ایمیل خود را به شما بدهند. این کار میتواند هدف باشد، یعنی شما در روند طراحی سایت خود به طریقی مشتری را به این فرم رسانده و سعی میکنید از او اطلاعات بگیرید.

    طبیعی ست که همه افراد چنین کاری نمیکنند، درصد کاربرانی که هدف خاص شما را انجام میدهند جزو نرخ تبدیل(conversion rate) شما به حساب می آیند. نرخ تدیل یعنی درصدی از مشتریان که هدف خاص شما را انجام میدهند نسبت به کل کاربران؛ این هدف حتی میتواند خرید مشتری نیز باشد.

    هرچه این عدد بیشتر باشد نشاندهنده موفقیت شماست! اما برای اکثر کسب و کارها این نسبت زیر 0.1 است. چرا؟ دلایل مختلفی دارد از جمله مهمترین آنها میتواند روند اشتباه، طراحی بدون توجه به مشتری یا حتی ورود کاربران اشتباه باشد. (مقاله سایت معتبر entrepreneur را در زمینه علل کم بودن نرخ تبدیل بخوانید)

  • CRM چیست؟

    حمید محمود زاده

    تاریخ انتشار: 1395/04/01

    CRM (Customer relationship managment) رویکردی است که تعاملات بین کسب وکار و  مشتریان فعلی یا مشتریان آینده را مدیریت می کند.

    داستان به وجود آمدن CRM
     
    به زمانی فکر کنید که به تعداد انگشتان دست مشتری داشتید، همه چیز به نظر خوب و تحت کنترل شما بود و مشتریان از خدمات شما رضایت کامل داشتند.
    شما تک تک سوابق مشتریان را می دانستید، شماره های آنها را حفظ بودین، آخرین صحبت هایی که در مورد آنها کرده بودین به یاد داشتین و مشتریان به واسطه اینکه حس می کردند آنها مشتریان VIP شما هستند، خوشنود بودند.

    دلیل ساده بود، شما این حس را به مشتریان منتقل کرده بودید که آنها برای شما مهم هستند.

    به واسطه همین رضایت، کسب و کار شما رونق گرفت و مشتریان زیادتر و زیادتر شدند، شما کارمندانی استخدام کردین و بخشی از کارها را به آنها سپردید. کم کم مشتریان قدیمی از خدمات شما ابراز نارضایتی کردند، حتی برخی از آنها زنگ می زدند و به شما می گفتند!
    از طرف دیگر با توجه به اینکه شما با قدرتی که به دست آورده بودید و می توانستید با هزینه کرد، در تبلیغات مشتری به دست بیاورید، خیلی حرف های مشتریان ناراضی را جدی نمی گرفتید

    اما کم کم مشکلات جدی شدند، هزینه های زیادی به شما تحمیل شد، مثلا:
    مشکل اول: کارمند فروشی از مجموعه شما رفت و همان کاری که شما انجام می دادید را راه اندازی کرد و آن بخش از مشتریانی که از مجموعه شما با آنها در ارتباط بود را با خود برد! شما حتی اطلاعات دقیقی از آنها نداشتید که کاری برای جلوگیری از این اتفاق انجام دهید.

    مشکل دوم: گاهی مشتریان برای شکایت به شما زنگ می زدند و شما بین ادعای کارمند فروش و ادعای مشتری دست به قضاوت نادرست می زدین و اوضاع از آنچه بود بدتر می شد، چرا که مستندی از تعاملات مشتری و کارمندان شما موجود نبود.

    مشکل سوم: شما ابزار درستی برای سنجش کارائی کارمندان فروش خود ندارید، به همین خاطر نه درست تشویق می کنید و نه درست جریمه، به همین دلیل رشد کارمند چاپلوس تر بیشتر از رشد کارمندان کاراتر می شد.

    و ... مشکلات دیگر 

    نرم افزاهای CRM براساس همین نیازها ایجاد شدند با یک هدف اصلی، شما زمانی که هزاران مشتری دارید همان حس قدیمی را به مشتریان خود بدهید

    مگر همان 10 مشتری اول نبودند که شما را به اینجا رساندند، اگر بتوانید همان کیفیت خدمات را به 500 مشتری فعلی خود بدهید چه اتفاق می افتد


    اما نرم افزار CRM چگونه این کار را انجام می دهد؟
     
     
    نرم افزار CRM قرار است کاری کند که همه مشتریان حس کنند که مشتریان VIP کسب وکار شما هستند
    این نرم افزاها با ابزارهای از قبیل زیر این کار را برای شما انجام می دهند:

    • برای هر مشتری در یک پایگاه داده ای متمرکز یک پرونده درست می کند و تمام تعاملات کارمندان با مشتری آنجا ثبت می شود، چیزهایی که مشتری از شما خرید کرده، مشکلاتی که داشته و ... و این پرونده را بین همه اعضای شرکت به اشتراک می گذارد
    • در هنگام ثبت مشتری از شما می پرسد که این مشتری از چه طریق شما را پیدا کرده است و بر این اساس هزینه های تبلیغاتی شما را تحلیل می کند تا شما بدانید در کدام بخش ها در تبلیغات خود هزینه کنید
    • کارایی کارمندان فروش شما را اندازه گیری می کند و به شما کمک می کند که در توسعه آنها دقیق تر عمل کنید
    • میزان رضایت مشتریان شما را در دوره های زمانی می سنجد و شما را از نرخ رضایت، افزایش یا کاهش آنها مطلع می کند


    چگونه یک CRM درست برای کسب و کار خود انتخاب کنم؟
     
     
    انتخاب درست نرم افزار CRM مناسب یکی از مهمترین تصمیماتی است که توسط شما باید گرفته شود، ما قبلا یک مقاله کامل در مورد این موضوع نوشته ایم، حتما توصیه می کنیم مقاله راهنمای انتخاب نرم افزار CRM را بخوانید.


    اثرات CRM در کسب و کار من چیست؟
     
    جدا از منافع مختلف CRM این نرم افزارها به شکل قابل توجهی اعداد و ارقام شما را تغییر می دهد 
    یک مطالعه نشان می دهد که CRM اثرات زیر را در کسب و کار شما ایجاد می کند:
    • 41 درصد افزایش درآمد به ازای هر کارمند فروش
    • 300 درصد افزایش نرخ تبدیل سرنخ به مشتری
    • 27 درصد تکرار خرید مشتریان قدیمی
    • و 23 درصد کاهش در هزینه های تبلیغات
  • برای رسیدن به موفقیت در هر فعالیتی باید آن را نسبت به یک معیار مشخص اندازه گیری و رصد کنیم؛ همچنین تلاش هر تیمی به مرور زمان این است که بتواند این معیار(ها) را افزایش داده و به مقدار دلخواه یا ماکزیمم خود برساند. دنیای دیجیتال نیز از این قاعده مستثنا نیست، برای بهینه سازی سایت یا هر نوع فعالیت بازاریابی یا فروش اینترنتی، معیارهایی وجود دارد که هر کدام معنایی خاص دارند. در ادبیات دیجیتال به این نوع شاخص ها KPI     (Key Performance Indicator یا شاخص عملکردی میگویند.

    تعداد KPIها بسیار زیاد بوده و بسته به نوع فعالیت هر کسب و کاری، از تعدادی از آنها استفاده میکند. خوبی این KPIها این است که میتوان بعضی از آنها را با هم ترکیب کرد و عدد تازه ای به دست آورد که معنایی متفاوت از اجزای سازنده خود دارد. در این مقاله و مقالات بعدی تعدادی از این KPIها شرح داده خواهد شد.

    1. تعامل در سایت: 

    این شاخص ها بیانگر میزان اثربخشی سایت شما در جذب مشتری های بالقوه میباشد.

    تعداد بازدید: این شاخص بیانگر این است که سایت شما در هر بازه زمانی (روز ، هفته، ماه) چه میزان بازدید داشته است. قاعده کلی این است که هر چه این عدد بیشتر باشد وضعیت سایت ما نیز بهتر است اما در بعضی موارد ممکن است ترافیک اشتباه وارد سایت ما شوند. یعنی افرادی وارد سایت ما شوند که در بازار هدف ما قرار ندارند و طبیعتا خریدی هم از ما نخواهند داشت.

    خالص بازدید: در شاخص قبلی اگر یک کاربر در دو روز متفاوت، پیاپی به سایت شما سر بزند، هر بار جزو بازدید ها به حساب می آید. اما در این شاخص هر شخص فقط یک بار به حساب می آید. یعنی اگر شخصی برای بار اول وارد سایت شما شود، جزو خالص بازدید به حساب می آید اما در دفعات بعدی اگر به سایت سر بزند، دیگر خالص بازدید تغییری نخواهد کرد.

    نرخ بازگشت: این مقدار درصد افرادی است که بیش از یک بار وارد سایت شدند نسبت به کل افرادی که سایت را مشاهده کردند. طبیعی ست هر چه این مقدار بیشتر باشد یعنی ما توانسته ایم کاربران را راضی نگه داریم و آنها پیاپی به سایت ما سر میزنند؛ این نشانه ی خوبی ست!

    متوسط زمان بازدید: این نرخ به شما بیان میکند به طور متوسط هر کاربر چه مدتی در سایت شما میماند؛ این نرخ یکی از نرخ های مهمی است که بیانگر میزان موفقیت شما در نگه داری کاربران در سایت شما میباشد. هر چه این عدد بیشتر باشد، به معنی مفید بودن مطالب یا چذاب بودن سایت شما برای مشتریان است. 

Go To
Page Size

جمله هفته

اگر از جایی که ایستاده اید راضی نیستید آن را عوض کنید ... شما "سنگ" نیستید.