• Inbound marketing چیست؟

    مسیح نبی زاده

    تاریخ انتشار: 1395/05/18

    شاید تعریف دقیق این عبارت کمی سخت باشد پس بگذارید با این موضوع شروع کنیم که چه چیزی inbound marketing نیست!

    در اکثر روش های بازاریابی سنتی، شما هزینه می‌کنید تا مشتری  به پیام و محصول شما توجه کند،

    به عنوان مثال

    شما در بیلبوردهای سطح شهر تبلیغات می‌کنید یا

    تبلیغات پرینتی در محدوده ای از شهر اجرا میکنید یا

    در نمایشگاه ها و رویدادهای مختلف غرفه خود را راه اندازی می‌کنید.

    در این روش ها هزینه ی اصلی در بازاریابی و تبلیغات شما برای این است که مشتری پیام شما را ببیند و به خرید از شما ترغیب شود. این نوع مدل های بازاریابی و تبلیغات Outbound marketing هستند.

     ایراد این روشها، هزینه ی بالای انهاست و اینکه هیچ اطمینانی از بازگشت سرمایه وجود ندارد و در بعضی موارد نیز (مانند تبلیغات بیلبوردی) نمی‌توانید میزان تاثیرگذاری آن را محاسبه کنید.

    در روش های inbound marketing شما خلاف جریان عمل می‌کنید! دیگر این شما نیستید که به دنبال مشتری می‌روید بلکه مشتریان در جست وجوی شما هستند! چطور چنین چیزی ممکن است؟ در نظر بگیرید شما می‌خواهید برای دوربین عکاسی خود لنزی تهیه کنید.

    از طرفی شما عکاس بسیار حرفه ای نیستید و از طرفی هم برنامه ای دارید تا بتوانید در چند ماه آینده در یک مسابقه عکاسی شرکت کنید. طبیعتا بودجه شما برای خرید نیز محدود است. شما در گوگل برای لنز دوربین سرچ می‌کنید. اطلاعات مورد نظر خود را در سایت های مختلف پیدا می‌کنید و برای خرید خود معیارهایی را تعیین می‌کنید.

    در اینجا شما به دنبال محصولی خاص رفته اید، در گوگل سرچ کردید و نتایج مختلفی را در سایت های گوناگون دیده اید. مطالب آنها را خواندید، قیمت ها را مقایسه کردید و احتمالا از صفحات اینستاگرام و کانال تلگرام فروشگاه های مختلف بازدید داشتید. این دقیقا فرآیندی است که شما به عنوان مشتری به دنبال محصول یا اطلاعاتی خاص گشته و به سایت هایی که این اطلاعات یا محصولات را فراهم کرده اند مراجعه کرده اید.

    مجموعه ی این روش ها Inbound marketing  نامیده می‌شود. بدین صورت که شما به عنوان یک شرکت دقیقا به شیوه ای تبلیغات می‌کنید تا مشتری شما را پیدا کرده و از محتوای شما استفاده کند و به خرید از شما ترغیب شود. بهینه سازی موتور جست و جو یکی از محبوب ترین روش ها در این زمینه است.
    (برای اطلاعات بیشتر در خصوص بهینه سازی موتور جست و جو اینجا کلیک کنید.) شما با تولید محتوای مناسب، در صفحه نتایج گوگل بالا می‌آیید و اگر مشتری در خصوص محتوای شما سرچ کند به سایت شما وارد میشود. (برای اطلاعات بیشتر در خصوص بازاریابی محتوا اینجا کلیک کنید.) از دیگر این روش ها، بازاریابی محتوا است. محتوا میتواند نوشته، عکس، اینفوگرافی یا ویدیو باشد. بازاریابی در شبکه های اجتماعی میتواند نتایج فوق العاده ای برای شرکت شما به همراه داشته باشد. دو مزیت اصلی این روشها کم بودن هزینه و بیشتر بودن بازده آن در مقابل روشهای سنتی است. 

  • در ادامه مقاله قبلی به توضیحاتی در مورد KPIهای مربوط به بازاریابی آنلاین می پردازیم.

    (برای خواندن بخش اول مقاله اینجا کلیک کنید)

    یکی از مهمترین نکاتی که صاحب هر کسب و کاری در فضای دیجیتال باید بداند این است که ترافیک وارد شده به سایتش از چه بخش هایی وارد میشود. به عبارت دیگر کدام سایت ها یا منابع اینترنتی، کابران را به سایت او می آورد.

    معمولا کاربران یا به صورت مستقیم (direct traffic) وارد سایت شما میشوند؛ یا از طریق لینکی از سایت های دیگر (Referral traffic)  به سایت شما هدایت میشوند؛ و یا از طریق موتورهای جستوجو مانند گوگل به سایت شما راه پیدا میکنند.(Organic traffic) نوع دیگری نیز وجود دارد که در آن کاربران در نتیجه تبلیغات شما در سایت های دیگر وارد سایت شما میشوند (Campaign traffic). این نوع تبلیغات هدفمند بوده و معمولا کاربر را به صفحه خاصی از سایت (landing page) هدایت میکند.

    پس لازم است که بدانید کاربران شما از کدام از این چهار کانال فوق وارد سایت شما میشوند. اما مهمتر از داشتن ترافیک بالا، داشتن کاربرانی است که هدف خاص شما را (مانند خرید محصول یا سرویس) انجام دهند یا حداقل بیشتر از سایت شما استفاده کنند.

    در واقع فرض کنید کابری وارد سایت شما میشود، اما تنها با دیدن یک صفحه، به نتیجه مورد انتظار خود نمیرسد و بلافاصله سایت شما را ترک میکند. چنین ترافیکی به درد کسب و کار شما نمیخورد. شما کاربری نیاز دارید که در سایت شما بماند و کار خاصی (که شما برنامه ریزی کردید) انجام دهد.

    ممکن است بپرسید چه کاری غیر از خرید؟ داشتن اطلاعات از مشتریان بسیار باارزش است. شما میتوانید از مشتریان خود بخواهید که فرمی را پر کرده و اطلاعاتی مانند شماره موبایل یا ادرس ایمیل خود را به شما بدهند. این کار میتواند هدف باشد، یعنی شما در روند طراحی سایت خود به طریقی مشتری را به این فرم رسانده و سعی میکنید از او اطلاعات بگیرید.

    طبیعی ست که همه افراد چنین کاری نمیکنند، درصد کاربرانی که هدف خاص شما را انجام میدهند جزو نرخ تبدیل(conversion rate) شما به حساب می آیند. نرخ تدیل یعنی درصدی از مشتریان که هدف خاص شما را انجام میدهند نسبت به کل کاربران؛ این هدف حتی میتواند خرید مشتری نیز باشد.

    هرچه این عدد بیشتر باشد نشاندهنده موفقیت شماست! اما برای اکثر کسب و کارها این نسبت زیر 0.1 است. چرا؟ دلایل مختلفی دارد از جمله مهمترین آنها میتواند روند اشتباه، طراحی بدون توجه به مشتری یا حتی ورود کاربران اشتباه باشد. (مقاله سایت معتبر entrepreneur را در زمینه علل کم بودن نرخ تبدیل بخوانید)

  • CRM چیست؟

    حمید محمود زاده

    تاریخ انتشار: 1395/04/01

    CRM (Customer relationship managment) رویکردی است که تعاملات بین کسب وکار و  مشتریان فعلی یا مشتریان آینده را مدیریت می کند.

    داستان به وجود آمدن CRM
     
    به زمانی فکر کنید که به تعداد انگشتان دست مشتری داشتید، همه چیز به نظر خوب و تحت کنترل شما بود و مشتریان از خدمات شما رضایت کامل داشتند.
    شما تک تک سوابق مشتریان را می دانستید، شماره های آنها را حفظ بودین، آخرین صحبت هایی که در مورد آنها کرده بودین به یاد داشتین و مشتریان به واسطه اینکه حس می کردند آنها مشتریان VIP شما هستند، خوشنود بودند.

    دلیل ساده بود، شما این حس را به مشتریان منتقل کرده بودید که آنها برای شما مهم هستند.

    به واسطه همین رضایت، کسب و کار شما رونق گرفت و مشتریان زیادتر و زیادتر شدند، شما کارمندانی استخدام کردین و بخشی از کارها را به آنها سپردید. کم کم مشتریان قدیمی از خدمات شما ابراز نارضایتی کردند، حتی برخی از آنها زنگ می زدند و به شما می گفتند!
    از طرف دیگر با توجه به اینکه شما با قدرتی که به دست آورده بودید و می توانستید با هزینه کرد، در تبلیغات مشتری به دست بیاورید، خیلی حرف های مشتریان ناراضی را جدی نمی گرفتید

    اما کم کم مشکلات جدی شدند، هزینه های زیادی به شما تحمیل شد، مثلا:
    مشکل اول: کارمند فروشی از مجموعه شما رفت و همان کاری که شما انجام می دادید را راه اندازی کرد و آن بخش از مشتریانی که از مجموعه شما با آنها در ارتباط بود را با خود برد! شما حتی اطلاعات دقیقی از آنها نداشتید که کاری برای جلوگیری از این اتفاق انجام دهید.

    مشکل دوم: گاهی مشتریان برای شکایت به شما زنگ می زدند و شما بین ادعای کارمند فروش و ادعای مشتری دست به قضاوت نادرست می زدین و اوضاع از آنچه بود بدتر می شد، چرا که مستندی از تعاملات مشتری و کارمندان شما موجود نبود.

    مشکل سوم: شما ابزار درستی برای سنجش کارائی کارمندان فروش خود ندارید، به همین خاطر نه درست تشویق می کنید و نه درست جریمه، به همین دلیل رشد کارمند چاپلوس تر بیشتر از رشد کارمندان کاراتر می شد.

    و ... مشکلات دیگر 

    نرم افزاهای CRM براساس همین نیازها ایجاد شدند با یک هدف اصلی، شما زمانی که هزاران مشتری دارید همان حس قدیمی را به مشتریان خود بدهید

    مگر همان 10 مشتری اول نبودند که شما را به اینجا رساندند، اگر بتوانید همان کیفیت خدمات را به 500 مشتری فعلی خود بدهید چه اتفاق می افتد


    اما نرم افزار CRM چگونه این کار را انجام می دهد؟
     
     
    نرم افزار CRM قرار است کاری کند که همه مشتریان حس کنند که مشتریان VIP کسب وکار شما هستند
    این نرم افزاها با ابزارهای از قبیل زیر این کار را برای شما انجام می دهند:

    • برای هر مشتری در یک پایگاه داده ای متمرکز یک پرونده درست می کند و تمام تعاملات کارمندان با مشتری آنجا ثبت می شود، چیزهایی که مشتری از شما خرید کرده، مشکلاتی که داشته و ... و این پرونده را بین همه اعضای شرکت به اشتراک می گذارد
    • در هنگام ثبت مشتری از شما می پرسد که این مشتری از چه طریق شما را پیدا کرده است و بر این اساس هزینه های تبلیغاتی شما را تحلیل می کند تا شما بدانید در کدام بخش ها در تبلیغات خود هزینه کنید
    • کارایی کارمندان فروش شما را اندازه گیری می کند و به شما کمک می کند که در توسعه آنها دقیق تر عمل کنید
    • میزان رضایت مشتریان شما را در دوره های زمانی می سنجد و شما را از نرخ رضایت، افزایش یا کاهش آنها مطلع می کند


    چگونه یک CRM درست برای کسب و کار خود انتخاب کنم؟
     
     
    انتخاب درست نرم افزار CRM مناسب یکی از مهمترین تصمیماتی است که توسط شما باید گرفته شود، ما قبلا یک مقاله کامل در مورد این موضوع نوشته ایم، حتما توصیه می کنیم مقاله راهنمای انتخاب نرم افزار CRM را بخوانید.


    اثرات CRM در کسب و کار من چیست؟
     
    جدا از منافع مختلف CRM این نرم افزارها به شکل قابل توجهی اعداد و ارقام شما را تغییر می دهد 
    یک مطالعه نشان می دهد که CRM اثرات زیر را در کسب و کار شما ایجاد می کند:
    • 41 درصد افزایش درآمد به ازای هر کارمند فروش
    • 300 درصد افزایش نرخ تبدیل سرنخ به مشتری
    • 27 درصد تکرار خرید مشتریان قدیمی
    • و 23 درصد کاهش در هزینه های تبلیغات
  • برای رسیدن به موفقیت در هر فعالیتی باید آن را نسبت به یک معیار مشخص اندازه گیری و رصد کنیم؛ همچنین تلاش هر تیمی به مرور زمان این است که بتواند این معیار(ها) را افزایش داده و به مقدار دلخواه یا ماکزیمم خود برساند. دنیای دیجیتال نیز از این قاعده مستثنا نیست، برای بهینه سازی سایت یا هر نوع فعالیت بازاریابی یا فروش اینترنتی، معیارهایی وجود دارد که هر کدام معنایی خاص دارند. در ادبیات دیجیتال به این نوع شاخص ها KPI     (Key Performance Indicator یا شاخص عملکردی میگویند.

    تعداد KPIها بسیار زیاد بوده و بسته به نوع فعالیت هر کسب و کاری، از تعدادی از آنها استفاده میکند. خوبی این KPIها این است که میتوان بعضی از آنها را با هم ترکیب کرد و عدد تازه ای به دست آورد که معنایی متفاوت از اجزای سازنده خود دارد. در این مقاله و مقالات بعدی تعدادی از این KPIها شرح داده خواهد شد.

    1. تعامل در سایت: 

    این شاخص ها بیانگر میزان اثربخشی سایت شما در جذب مشتری های بالقوه میباشد.

    تعداد بازدید: این شاخص بیانگر این است که سایت شما در هر بازه زمانی (روز ، هفته، ماه) چه میزان بازدید داشته است. قاعده کلی این است که هر چه این عدد بیشتر باشد وضعیت سایت ما نیز بهتر است اما در بعضی موارد ممکن است ترافیک اشتباه وارد سایت ما شوند. یعنی افرادی وارد سایت ما شوند که در بازار هدف ما قرار ندارند و طبیعتا خریدی هم از ما نخواهند داشت.

    خالص بازدید: در شاخص قبلی اگر یک کاربر در دو روز متفاوت، پیاپی به سایت شما سر بزند، هر بار جزو بازدید ها به حساب می آید. اما در این شاخص هر شخص فقط یک بار به حساب می آید. یعنی اگر شخصی برای بار اول وارد سایت شما شود، جزو خالص بازدید به حساب می آید اما در دفعات بعدی اگر به سایت سر بزند، دیگر خالص بازدید تغییری نخواهد کرد.

    نرخ بازگشت: این مقدار درصد افرادی است که بیش از یک بار وارد سایت شدند نسبت به کل افرادی که سایت را مشاهده کردند. طبیعی ست هر چه این مقدار بیشتر باشد یعنی ما توانسته ایم کاربران را راضی نگه داریم و آنها پیاپی به سایت ما سر میزنند؛ این نشانه ی خوبی ست!

    متوسط زمان بازدید: این نرخ به شما بیان میکند به طور متوسط هر کاربر چه مدتی در سایت شما میماند؛ این نرخ یکی از نرخ های مهمی است که بیانگر میزان موفقیت شما در نگه داری کاربران در سایت شما میباشد. هر چه این عدد بیشتر باشد، به معنی مفید بودن مطالب یا چذاب بودن سایت شما برای مشتریان است. 

  • موبایل ها را دست کم نگیرید

    مسیح نبی زاده

    تاریخ انتشار: 1395/02/28

    با پیشرفت تکنولوژی و افزایش استفاده از موبایل های هوشمند شاهد یک رخداد جالب در دنیای بازاریابی دیجیتال هستیم.

    امروزه اکثر مردم دیگر از رایانه های شخصی استفاده نمیکنند. تبلت ها و گوشی های هوشمند جایگزین PC و لپ تاپ شده است. در سال 2014 تعداد کسانی که از اینترنت موبایلی استفاده میکردند به مرز 1 میلیارد و 600 میلیون نفر رسید و با میزان استفاده از اینترنت در PC ها برابر شد.

    در سال 2015 حتی از این مقدار فراتر رفته و به 1.9 میلیارد نفر در سراسر دنیا رسید. یک هشدار مهم برای کسانی که در حوزه های دیجیتال فعالیت میکنند!

    بازاریابی موبایلی را دریابید.

    وبسایت های خود را برای استفاده از موبایل سازگار کنید و به فکر راه هایی باشید تا بتوانید مشتریانی که از تلفن همراه استفاده میکنند را نیز جذب کنید. بسیاری از محققین افزایش استفاده از موبایل را یک شیفت در دنیای دیجیتال میدانند و معتقدند این شیفت، نتایج مثبت بسیاری دارد البته اگر بتوانیم درست آن را تحلیل کنیم.

    به عنوان مثال در موبایل ها میتوانیم موقعیت جغرافیایی مشتریان خود را داشته باشیم پس چه خوب خواهد بود اگر بتوانیم برای هر منطقه جغرافیایی یک برنامه خاص بازاریابی یا تبلیغات داشته باشیم. همچنین میتوانیم متوجه شویم کدام قسمت سایت ما برای کاربر جذاب تر بوده و او بیشتر وقت خود را در کجای سایت ما صرف کرده است.

    میتوانیم اطلاعات را از حساب های اجتماعی او گرفته و بر اساس تحلیل علاقه های او تبلیغات مناسبی را به او ارائه کنیم. همچنین داشتن اپلیکیشن مخصوص به خود یا همگام سازی با نرم افزارهای مشهور میتواند یک مزیت رقابتی بسیار عالی برای کسب و کار ما ایجاد کند. 

  • هشت نکته برای بهتر کشف شدن ایمیل هایتان

    مسیح نبی زاده

    تاریخ انتشار: 1395/02/21

    ما در اینجا قرار داریم: با تلاش زیاد تعداد زیادی ایمیل از مشتریان خود دریافت کردیم، برای متن ایمیل ارسالی به آنها، جمله به جمله فکر کردیم، به مغزمان فشار وارد کردیم تا در 44 حرف، موضوع ایمیل خوبی را پیدا کنیم. حالا وقتش است، دکمه ارسال را کلیک کرده و به آنها ایمیل خود را ارسال میکنیم!

    اما بعد از چند روز متوجه موضوع ناراحت کننده ای میشوید: ایمیل های ارسالی شما آنقدرها هم که فکر میکردید باز نشده اند و حتی از بین افرادی که ایمیل را خوانده اند تعداد بسیار اندکی روی لینک مورد نظر شما کلیک کرده یا عمل خواسته شده شما را انجام داده اند! این وضعیت ناامید کننده است!

    پس چطور ایمیل مارکتینگ به عنوان دومین ابزار پرکاربرد مارکتینگ در دنیا با بازدهی بالا به شمار میرود؟ چطور میتوانید افراد را متقاعد کنید که ایمیل شما را خوانده و به خواسته شما عمل کنند؟

    بگذارید به شما بگویم اصلا کار سختی نیست! شما در این مقاله و مقالات آینده مهمترین توصیه ها را در خصوص افزایش نرخ بازدهی ایمیل مارکتینگ خواهید خواند! آماده اید؟

    یک سوال ساده: اگر یکی از این دو ایمیل به دست شما برسد کدام را باز خواهید کرد؟ ایمیل از طرف یک دوست صمیمی یا ایمیلی از طریق سامانه ارسال انبوه؟

    فکر کنم جوابش ساده باشد، اینطور نیست؟

    بنابراین وقتی به لیستی از ایمیل ها، مطلبی ارسال میکنید، دقیقا چه میخواهید؟ میخواهید شیوه نگارش شما طوری باشد که گویی به یک سری افراد بی هویت چیزی ارسال میکنید؟ میخواهید مانند همان هایی باشید که وقتی به شما ایمیل ارسال میکنند چیزی جز حس تلف کردن وقت در شما به وجود نمی آید؟

    بیایید روراست باشیم! اگر میخواهید مشتریان شما ایمیل شما را بخوانند، باید آنها را دوست خود به حساب آورید!

    شما قاعدتا به دوست خود احترام گذاشته و به او اعتماد میکنید، نه؟ پس بهتر است به خواسته ی مشتریان خود احترام گذاشته و در طراحی ایمیل های خود به 8 نکته زیر توجه کنید:

    1. روی صحبتتان با شخص باشد.

    سعی کنید کمتر با گروهی از آدمها صحبت کنید، طوری متن ایمیل خود را تنظیم کنید که هر فرد احساس کند این ایمیل تنها برای او ارسال شده است. در واقع ایمیل های "شخصی سازی شده" ارسال کنید.

    2. وقت مشتریان را تلف نکنید.

    تنها زمانی ایمیل ارسال کنید که چیزی ارزشمند و مفید برای مشتریان خود داشته باشید.

    3. مفید باشید.

    ایمیل ارسالی شما تنها در زمانی نباشد که شما از آنها چیزی میخواهید. همانند یک دوست واقعی، مفید، بخشنده و دوست داشتنی باشید.

    4. از نام واقعی خود استفاده کنید.

    نام و شهرت خود را در هر ایمیل ذکر کنید. چنین ایمیلی شخصی به نظر میرسد. اینطور نیست؟

    5. قابل اعتماد باشید.

    بگذارید مشتریان شما بدانند چه چیزی از شما انتظار میرود. طبیعی است که پیام های فروش نیز باید جزیی از ایمیل مارکتینگ باشد. اما دقت کنید، در زمان درست از این نوع ایمیلها استفاده کنید.

    6. عجیب غریب نباشید!

    حتما ایمیل ها را شخص سازی کنید! اما یه روند را همیشه ادامه ندهید، به عنوان مثال بیش از حد از اسم افراد استفاده نکنید، ممکن است مانند مراکز تلفن عمومی به نظر برسد.

    7. طرف آنها باشید.

    به مشتریان خود یادآوری کنید که آنها تنها نیستند. به آنها بگویید که دردشان را میفهمید و بپرسید که کمک نمیخواهند؟

    8. برای خواندن پاداش بدهید.

    به افرادی که ایمیل خود را میدهند سود برسانید. چگونه؟ شاید اشتراک گذاری یک نوشته خوب، عکس زیبا یا حتی حسی خوش آیند. چیزی که تنها از باز کردن ایمیل شما نصیبشان میشود.

  • بهینه سازی موتور جستوجو(SEO) چیست؟

    مسیح نبی زاده

    تاریخ انتشار: 1395/02/14

    بهینه سازی موتور جستوجو (Search Engine Optimization یا به اختصار SEO) یک مفهوم بازاریابی است که بر حضور طبیعی در لیست نتایج موتورهای جستوجو مانند گوگل و یاهو تمرکز دارد. سئو در سایت 2015 دارای بالاترین نرخ بازگشت سرمایه برای کسب و کار های کوچک و متوسط بوده است.

    برای داشتن رنک سئو خوب، هر دو عنصر فنی و خلاقیت لازم است تا بتوان ترافیک هدفمند بیشتری را به سوی سایت خود هدایت کنیم. چیزهای زیادی است که بر بالا رفتن رنک سئو تاثیرمیگذارند. از کلماتی که شما در صفحات سایت استفاده میکنید تا لینک هایی که دیگر سایت ها به شما میدهند.

    برای اینکه غرق این موارد بعضا کم اهمیت نشویم یک تعریف ساده از سئو ارایه میدهیم: "سئو طراحی سایتی است به طوریکه موتورهای جستوجو بتوانند ساختار آن را درک کنند.

    این تعریف بسیار ساده است اما میتواند گمراه کننده نیز باشد، شما در هنگام طراحی سایت خود نباید فقط به موتورهای جستوجو فکر کنید، یادتان باشد شما سایت را برای استفاده کاربران یا مشتریان خود طراحی کرده اید. پس آنها نیز مهم هستند.

    اما موتورهای جستوجو چطور سایت ما را درک میکنند و چگونه میتوانیم دقیقا همان افرادی را که میخواهیم به سمت سایت خود بکشانیم؟

    بیایید از نحوه استفاده کاربران از موتورهای جستوجو مانند گوگل صحبت کنیم، فرض کنیم خود شما به دنبال مطالبی در خصوص بازاریابی ایمیلی هستید. چه میکنید؟ صفحه گوگل را باز کرده عبارت موردنظر خود را در تایپ کرده و enter میزنید. در کسری از ثانیه گوگل 10 سایت را به شما نشان میدهد شما میتوانید تک تک آنها را چک کرده و اگر نتیجه مورد نظر خود را پیدا نکردید به نتیجه های دوم، سوم و.... بروید.

    حال سوال اینجا مطرح میشود: چطور گوگل سایت های این حوزه را رتبه بندی میکند و به ترتیب آنها را نمایش میدهد؟

    گوگل با استفاده از یک سری الگوریتم های پیچیده سایت شما را بررسی میکند و ساختار آن را تجزیه و تحلیل کرده مطالب و کلمات کلیدی (Keywords) صفحات سایت شما را یاد میگیرد. این روشها بسیار هوشمندانه هستند اما در عین حال نیازمند راهنمایی نیز میباشند. جمله قبل کمی دشوار به نظر میرسد! بیایید بیشتر بررسی کنیم. موتورهای جستوجو تمام کلماتی که شما در سایت یا صفحات خود استفاده کرده اید را به خاطر نمیسپارند. آنها کلمات کلیدی را یاد میگیرند.

    اما کلمات کلیدی یعنی چه؟

    کلمات کلیدی همان عباراتی است که شما در سایت گوگل تایپ کرده و به دنبال نتایج موردنظر میگردید. به عنوان مثال "بازاریابی آنلاین" یا "خبرهای اقتصادی روز" یا حتی "فروش مبل راحتی" این عبارات موضوع یا محور اصلی مطالب سایت یا صفحه موردنظر هستند.

    این کلمات هستند که ترافیک هدفمند را به سمت سایت شما هدایت می کنند. اکنون متوجه اهمیت آنها شدیم چطور میتوانیم کلمات کلیدی در مورد کسب و کار خود را پیدا کنیم. سایت های زیادی هستند که به شما در این زمینه کمک میکنند مانند google trend که میزان جستوجوی یک عبارت خاص را در طول زمان در یک منطقه جغرافیایی خاص را به شما نشان میدهد و میتوانید با سایر کلمات کلیدی مشابه مقایسه کنید.

    در مقاله بعدی در خصوص پیدا کردن کلمه کلیدی مناسب برای کسب و کار خود بیشتر صحبت خواهیم کرد و همچنین تکنیک های دیگری را برای افزایش رنک سئو به شما نشان خواهیم داد.

Go To
Page Size

جمله هفته

اگر از جایی که ایستاده اید راضی نیستید آن را عوض کنید ... شما "سنگ" نیستید.